هُرم نگاهت...

چشمانم را به تو دوختم
سیراب شد دلم از گرمای بودنت
از هُرم نگاهت...
چه محدودست دامنه ی کلمات
برای سرودنِ وسعتِ بی کران تو
واژگان را کم می آورم
برای وصف لحظه های با تو بودنم
ثانیه هایی که سراسیمه سپری شد
چون برق گذشت
کوتاه بود اما
پایان سالَم را ستاره باران کرد
کاش لحظه های با تو بودن را پایانی نبود
...

مرتضی عزیزی - 24 اسفند 90

چهارشنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٠ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ توسط مرتضى عزیزی نظرات ()
تگ ها: سپید