مشاعره

مدتی پیش یکی از دوستان عزیزم سایت ( آوای دل ) رو بهم معرفی کرد. سایت بسیار خوبیه برای کسانی که خودشون شعر می گن.

یکی از قسمت هایی که شاعر بزرگوار جناب رسول سعادت نیا در این
سایت آغاز کردند "مشاعره فی البداهه" است. تو این قسمت باید مشاعره با اشعاری باشه که خودتون فی البداهه می گید. واقعا لذت بخشه. خیلی کمک می کنه به بهتر کردن وزن و قافیه اشعار. اشعار زیر حاصل مشاعره بنده با ایشونه در دو روز گذشته. و داستان کماکان ادامه داره. هر شعر با آخرین حرف شعر قبل شروع می شه :

مرتضی عزیزی:

دعا کردم که لبخند قشنگت
همیشه روی لب هات زنده باشه
دعا کردم که اشکام قطره قطره
به پای سرو لبخندت بپاشه




جناب سعادت نیا:

هلا ای دوست لبخندت قشنگه
کمان ابرو مگو هنگامه جنگه
رها کن ان گره بر لوح زیبا
به چشمونی که چون چشم پلنگه




مرتضی عزیزی:

هم از لبخند تو دلشاد شد جان
هم از چشمان تو بر باد شد جان
دلم در خنده از این شادی و غم
انیسِ جمعِ این اضداد شد جان




جناب سعادت نیا:

نگارا لعل زیبایت شکرخاست
زدیدارتو دل همواره غوغاست
بیا یک بار دیگر رخ برافروز
که دارد می رود آنی که شیداست




مرتضی عزیزی:

تو را گنجی ست رقص خامه ی تو
چه زیبا شد به تن این جامه ی تو
سعادت گرچه در نامت درخشید
مرامت شد سعادت نامه ی تو




جناب سعادت نیا:

وه که خوش خوانی غزلها دم به دم
شور می رانی به جانم از کرم
گر سعادت نام باشد بهر من
خود توهستی عین عین آن صنم




مرتضی عزیزی:

ماییم و غزل هایی کز عشق صفا یابد
وین قلب پر از دردی کز عشق شفا یابد
ماییم و شب و خلوت، بر خوان خدا دعوت
جز بر سر خوان او دل خانه کجا یابد؟




جناب سعادت نیا:

دلا زیبای جان آمد صفا کن
امیدت مهربان آمد وفا کن
اگر داری غم و درد عزیزی
نگه دار و همی درمان رها کن




مرتضی عزیزی:

نبودم یک نفس فارغ ز راهش
نشد دل لحظه ای بیرون ز چاهش
خدا !   زیبای جانم را نگه دار
الهی من فدای روی ماهش


 
(و همانطور که گفتم داستان کماکان ادامه دارد)
پنجشنبه ٢٧ بهمن ۱۳٩٠ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ توسط مرتضى عزیزی نظرات ()