ساکت نمی نشینم...

 


من مشتِ آهنین ام؛ ساکت نمی نشینم
من گــوی آتشین ام؛ ساکت نمی نشینم

نه بنـــدیِ خـــدایان، نــه رامِ پیشـــوایــان
فارغ زِ کفر و دین ام؛ ساکت نمی نشینم

بیزارم از سکوتــی کز ترس زاده باشد
فریادِ پُرطنین ام؛ ساکت نمی نشینم 

دل خسته از شغالان؛ از گربه ها گریزان
با شیرها قرین ام؛ ساکت نمی نشینم

من بابک ام که بیمـــــی از مُعتصم ندارم
تا روی این زمین ام؛ ساکت نمی نشینم

نه در دلم هراســـی از لعنِ این جماعت
نه مستِ آفرین ام؛ ساکت نمی نشینم

حکم ست بر ضمیــرم: ظلمــی نمی پذیرم
ثبت ست بر جبین ام: ساکت نمی نشینم

مثلِ خروشِ توفـــان، یا مثلِ مـــوجِ دریــــا
آری من اینچنین ام؛ ساکت نمی نشینم

مرتضی عزیزی
23 فروردین 93

https://www.facebook.com/Parizad.Poems

تقدیم به برادران آزاده و شجاع و مهربان ام:
سیامک کیهانی و وحید آقایی


******

شنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩۳ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ توسط مرتضى عزیزی نظرات ()
تگ ها: غزل