سکوت...

سکوت، سکوت، سکوت...
چه فرقی می کند، شب باشد یا روز
زمستان باشد یا پاییز...

چه فرقی می کند اندامت را بر تختخوابی پرتاب کنی
یا آن را به رقص افکنی، چون عروسک خیمه شب بازی
 
چه فرقی می کند گوشهایت را به مطرب بسپاری
یا به آوای حزن آلود دوره گردی بخت برگشته

همه صدایند و لیک
همه سکوتند در برابر قلبی که طپشش
در دستان تو نیست...


مرتضی عزیزی - 5 دی 90
دوشنبه ٥ دی ۱۳٩٠ساعت ۸:۱۱ ‎ق.ظ توسط مرتضى عزیزی نظرات ()
تگ ها: سپید