مایۀ دلخوشی آنجاست که دلدار آنجاست...

بودنِ تو را لمس می کنم...
به وسعتِ این شهر
که هنوز اشتراک من و توست...
در هوایش تو را نفس می کشم
در چهره ی رهگذرانش تو را می جویم
و در سکوت شبانه اش
با تو نجوا می کنم...

نه... نه...
شمارشِ لحظه ها را نمی خواهم
که تک تکِ آن ها
تو را از من می ربایند
و هدایتت می کنند
به سرزمینی دوردست
که در وسعت بی انتهایش
و زیرِ تک برگِ بیرقِ سرخ فامش
ناباورانه باید باورید
اشتراک تو را
با او...

آی زمان...
شاهد باش که ثانیه هایت
مرا بی وجود او
چگونه بی هیچ مرحمتی
زخم می زنند و
بی هیچ شفقتی
عِقاب می کنند...


مرتضی عزیزی – 15 شهریور 91

پنجشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩۱ساعت ۱:۳٧ ‎ق.ظ توسط مرتضى عزیزی نظرات ()
تگ ها: سپید