تو زیر آواری و...

تو زیر خروار خروار آواری و
آن رسانه ی بی حیا دعا پخش می کند...
تو آنجا آخرین نفس هایت را می کشی و
شبکه استان تو ارتباط مستقیم با کربلا پخش می کند...
تو اکسیژن نداری و
آن مسئول استانت با بی شرمی می گوید
برای کمک رسانی منتظر دستوریم...
شرم بر او باد...
شرم بر او باد...
وای اگر این اتفاق در فلسطین افتاده بود
گوش فلک را کر می کردند
و اشک تمساح شان جاری بود
ولی افسوس تو فلسطینی نیستی
تو عرب نیستی که دلشان برایت بسوزد
تو ایرانی هستی
و در قاموس این نامردان ایرانی محکوم به مرگ است...
شرم بر این اهریمن صفتان...

زندگی حق ما نیست...
آگاهی حق ما نیست...
رفاه حق ما نیست...
خانه ی مستحکم حق ما نیست...
گوشت و مرغ حق ما نیست...
انتخاب حق ما نیست...
شادی حق ما نیست...
و نفس کشیدن نیز...
و هنوز هم این انرژی لاکردار هسته ای
که برای بمب می خواهندش
حق مسلم ماست...
دریغ....


آذربایجان...
ما همه با تو هم دردیم...

و این لالایی زیبای آذری تقدیم به هموطنان آذری ام...
آذربایجان قهرمان...
تنها نخواهی ماند...

http://www.youtube.com/watch?v=5cO9DVcjbxU

http://www.aksup.ir/images/ypqikjn68ephswtsrix7.mp3


1
شیرین شیرین یات آی بالا = خوب و شیرین بخواب ای فرزندم
بویا باشا چات آی بالا = قد بکش و بزرگ شو
سنده بیر گون اوز سسی نی = تو هم روزی صدایت را
ائل سسینه قات آی بالا = به صدای ایل بیآمیز و همصدا با مردمت شو
...

2
سنه دییر لای لای = برای تو لالایی می خوانند
هر اوتن قوش ، هر آخان چای = هر پرنده که پرواز می کند ، هر رود جاری و جوشان
بو گوزل شان انامیزه تک = مانند این مادر والا و زیبا مقام
لای لای
...

3
هر شهرتیم ، شانیم سن سن = شهرت و سربلندی و شان و مقامی که دارم از توست
جاندان آیری جانیم سن سن = تو جانی ورای جانم ، جدای از جانم هستی
نه تمیز دیر گول نفسین = چه اندازه پاک است نفسهایت
سن عطیرلی بیر چمن سن = تو چمنی پر از عطر هستی
....

تکرار قسمت 2
...

4
یات یات آی قوزوم شیرین شیرین = خوب و شیرین بخواب ای بره نازم
حیات سنین دوران سنین = حیات و دوران از آن توست
قای قیسیلار بوی آتیرسان = با مراقبت هایش قد می کشی
قوجاقوندا بو وطنین = در آغوش این وطن
.
.
.

(پیاده کردن متن آذری و ترجمه توسط دوست خوبم : مصطفی خیری)

یکشنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩۱ساعت ۱:٤٢ ‎ق.ظ توسط مرتضى عزیزی نظرات ()
تگ ها: نثر