آرامم
آرام تر از همیشه
و زبان را به تقدیس تو پیرایه می کنم
پروردگار مهربانم
که غبار را از دلم زدودی
زنگاری را که ماه ها رنجم داد
و به شکرانه ی این جلا و عفتِ روح
و تنزیه خویشتنم
دیگر نه از تو دلگیرم
نه از او
نه از اوی او
نه از خود
و نه از دنیا...

می بالم به این گنجینه در سینه
چه خوش هدیه ای است
که ارزانی ام کردی
دلی فارغ از نفرت
و لبالب از مهر...

آرامم امشب
بسیار آرام تر از دیشب
و آرام خواهم خفت
در انتظار فردا
فردایی آرام تر
و فرداهایی لبریزتر از عشق...

آرام آرامم ببین چون عشق درگیر من است...

یکشنبه ٧ خرداد ۱۳٩۱ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ توسط مرتضى عزیزی نظرات ()
تگ ها: سپید